جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

517

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

شناخته شود تا بدانيم چگونه اين شكل از انقلاب بزرگ و مطلع فجرآزادى ، به‌وجود آمد . پس از آن ، به‌طور طبيعى ، سخن از انقلاب كبير و مبادى آن به‌ميان مىآيد و آنگاه مقايسه وسيع و عميق بين اين مبادى با روح انقلابى و نصوص و مواد گويا و بين مبادى و اصول على بن ابيطالب ، به‌طور واضح و روشن ، خواهد آمد و اكنون بر خوانندهء محترم در آن آموزش و دانشى كه پس از مطالعه و آگاهى از اين مقايسه و بررسىها به‌دست خواهد آورد ، سبقت مىجوييم و آن را به‌ترتيب زير و به‌شكل جامعى تلخيص مىكنيم : 1 . تاريخ در حقيقت عميق و نخستين خود ، چيزى جز نبرد بين خير و شر ، نيكى و بدى نيست و يا جز پيكار بين انسانى كه گرسنه و تشنه و برهنه مىگردد و آب و غذا و پوشاكى مىطلبد و سپس اراده مىكند كه در جرگه آزادگان مستقل و سعادتمند ، آزاد و مستقل و خوشبخت زندگى كند و بين آن گروه از استبدادگران خودكامه‌اى كه توانسته‌اند تا مدتى بر توده مردم تسلط يابند ، چيز ديگرى نيست ! 2 . ملت‌ها و توده‌ها ، وحدت انسانى جامع‌الاطرافى را تشكيل مىدهند . مصالح ، مشكلات ، مسائل و هدف‌هاى نهايى آنان يكى است و همين‌طور شادىها ، سرورها ، غم‌ها و دردهايشان . و هيچ مليت و نژاد ، يا دين و مذهبى نبايد اين پيوند محكم را از هم بگسلد . « 1 »

--> ( 1 ) . دين اصيل و منطقى و مذهب به مفهوم واقعى كلمه ، نه‌دين و مذهبى كه ذهن مؤلف متوجه آن است مانند مسيحيگرى ساخته شده به‌دست پدران به‌اصطلاح روحانى ! هرگز باعث جدايى ملت‌ها از همديگر و موجب گسستن پيوندهاى وحدت بشرى نمىگردد و ما مىبينيم كه اسلام ، عرب را بر عجم و سفيد را بر سياه برترى و ترجيح نمىدهد و در -